|
بوق دشمن نشویم!!!!!!!
نمی دونم تا حالا یه قدم تو شهرمون زدید؟ نظرتون راجع به منظره هایی که دیدید چیه؟ حتما می پرسید کدومش.
منظورم همون نور و روشنایی هایی هست که خودمون رو باهاش مشغول کردیم و دلمون بهش خوش شده. همون چیز هایی که یه عده رفتند که الان نباشه ولی هست....... همون هایی که چند سال پیش ادعا کردند که میان که از بین ببرنشون اما الان حمایتشون می کنند. منظورم رو فهمیدید؟ امروز رفتم سینما فیلم سیزده 59 فکر می کردم یه فیلم باشه به سبک اژانس شیشه ای که یه بازمانده جنگ میاد و ...... اما اینجور نبود......تو سینما دلم شکست.....به واقع به این فکر می کردم که تا بیش از 20 سال پیش یه عده با جونشون رفتن وسط میدون و جنگیدن .......با تمام جونشون.....رژه رفتن روی میدان مین می فهمید یعنی چی؟ یعنی شما میدونی که تا چند دقیقه دیگه تکه تکه میشی ولی بازم میری....این نیاز به چی روحیه ای داره./؟؟ ایا یه تیکه خاک مثل خرمشهر یا شلمچه ارزش این رو داره که دسته گل ها برن و پرپر بشن؟؟؟یا نه اعتقاد به اون خاک ارزش داره؟ یه جوون میره رو میدان مین که الان خرمشهری باشه؟ یا میره که اهالیش باشن؟ یا میره که دینش باشه ؟ کدومش؟؟؟؟؟؟من می گم اون برای همه این ها رفت اما بیش از همه رفت که ازاده باشه... رفت چون باید می رفت......نه برای ماجراجویی......نه برای تفنگ و بیسیم و مسلسل....تو رو خدا بفهمیم.. اون وقت یکی که رفته جنگیده /خون داده/دست و پا داده / کور شده....خوبه که بهش بگیم تاریخ انقضای تو گذشته؟؟؟؟ خوبه که بگیم 30 سال جنگ تمام شده؟؟؟خوبه که بگیم مگه بچه هاتون سهمیه ندارن؟ ایا خوبه که بگیم مگه بلیط نبم بها ندارید؟ ما اون ها رو با چی مقایسه می کنیم؟؟با یه بلیط نیم بها؟؟؟؟پس چی؟ اگر نه برای چی بی محلی می کنیم؟؟؟؟اونا خیلی حرف دارن برای گفتن......؟؟؟؟ چرا افسار نفسمون رو ول کردیم؟؟؟کی ما اینقدر بی حیا شدیم؟؟؟ کدوم مکتب و دینی میگه نمک بخور و نمکدون بشکن؟؟؟ خدا عقل داده که فکر کنیم. پس استفاده کنید . قضاوت با شما . برید ببینید و پرس جو کنید تا بفهمید حقیقت اینی نیست که الان ما مبتلا به اون هستیم..... اللهم عجل لولیک الفرج اللهم ثبت اقدامنا بالخیرات .......
+نوشته
شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت17:50 توسط از اهالی قلم
|